|
دوباره خزون اومد ... نم نم بارون می زنه تو صورتم بوی خاک و نم کوچه می گه هنوز دیوونتم رعدوبرق فهمیده انگار زندگیم شده غم انگیز دستای کی و گرفتی زیر بارونای پاییز؟؟؟ می خوام این جا با تو باشم زیر بارونا دوباره ولی افسوس نه تو هستی نه دیگه بارون می باره... ... خزونم داره می ره نموند برگی رو درختا من هنوز منتظرم توی جاده تک و تنها دیگه بارون نمی باره توی جاده پر برف به خدای آسمونا عشقت از یادم نرفته می خوام این جا با تو باشم زیر برف و باد و بارون نیایی با خاطراتت سر می زارم به بیابون.... می خوام این جا با تو باشم زیر بارونا دوباره ولی افسوس نه تو هستی نه دیگه بارون می باره + نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1387 21:56 توسط سحر |
|
| ||||||